به نام خدا

حتماً اون آدمی رو میشناسید که تو خیابون ها پرسه میزد ، عاشق چیزهای شیرین بود و مشروب هم میخورد . فریادهاش مثل یه طوفان بود و اصلاً نگران این نبود که چی درباره اش فکر میکنید . مگه چند تا بازیگر زن هستند که حاضرن همچین نقش عجیبی رو بازی کنن ؟ مگه چند نفر هستن که خودشونو برای یه سریال تا این حد چاق میکنن؟ اما برای هر قانونی استثنایی هم هست ، و کیم سون آه مطمئناً یکی از همین استثناء هاست . از اون دخترهایی نیست که صد قلم آرایش کنه تا خوشگل به نظر بیاد ولی چه دلیلی داره که مردم کرده عاشق یه دختر ۳۰ ساله در سریال سام سون شد؟ چون خیلی واقعی بود و هیچ وقت سعی نمیکرد ادا در بیاره . وقتی درصد بیننده سریال سام-سون به ۵۰ درصد ، یعنی نیمی از مردم کره رسید کارگردان سریال فهمید سام سون نه تنها ” ملکه کمدی ” کره است ، بلکه کسیه که تمام مردم کره عاشقش شدن .

کیم سون آه دوران کودکی جالبی داشته ، از یه کشور به کشور دیگه سفر میکرده و این سفرهای پیاپی باعث میشده شخصیت عجیبی در اون شکل بگیره . در دگو متولد شد ( یکی از شهرهای خیلی کوچیک محلی اطراف سئول) ، به توکیو نقل مکان کرد و بیشتر سالهای زندگیش رو اونجا گذروند ، بعد از اون به آمریکا رفت و بعد هم هند . دهه ۹۰ بود که به کره برگشت و تحصیلاتش رو در رشته فیلم و تئاتر در دانشگاه کیانگهی ادامه داد و از اواسط دهه ۹۰ مدل تبلیغاتی شد . با اینکه شروع به کارش در تلویزیون حدود سال ۱۹۹۷ بود ( با بازی در سریال داستان نیویورک) کمتر آدمی بود که استعدادش رو تو اون زمان تشخیص بده . اولین باری که مردم تازه به هم گفتن ” اِ .. بچه ها کیم سون آه جدیده ! ” وقتی بود که در سریال عصر طلایی در سال ۲۰۰۰ بازی کرد . خیلی داستان جالبی نداشت اما بازی سون آه در حدی خوب بود که مردم اونو بشناسن .

اولین تجربه کاریش در سینما ، با بازی در فیلم ” دیروز” یکی از پرفروش ترین فیلم های اون موقع کره شروع شد . اما وقتی در سال ۲۰۰۱ توی فیلم رویاهای تازه بازی کرد همه چیز تغییر کرد . چون این یه تجربه طنز موفق بود و همه متوجه شدند که نقشهای طنز چقدر به کیم سون آه میاد. از اون به بعد حضور سون آه چه در عرصه سینما و چه در عرصه تلویزیون بیشتر شد.

حالا وقتشه که سوالهایی رو که میخوایم از کیم سون آه بپرسیم :

میدونم که از ۵ سالگیت پیانو میزدی . این چیزی بوده که پدر و مادرت میخواستن ؟

نه ، خودم شروع کردم . یه دلال پیانو همسایه کناریمون بود . وقتی خیلی کوچیک بودم زیاد پیشش میرفتم و باهاش بازی میکردم . اون شروع به آواز خوندن میکرد و منم سعی میکردم با انگشتهای کوچیکم روی پیانو صدایی ایجاد کنم . هنوز عکسهای اون موقع رو دارم . اینطور شد که مادرم متوجه شد من توی پیانو استعداد دارم . شروع به یادگیری کردم و خیلی سریع یاد گرفتم و طوری بود که معلمم بهم میگفت تو استعداد ذاتی ای در پیانو زدن داری. اما بعد ! همون موقع بود که تمام مشکلات شروع شد . شروع به تنبلی کردم … میگفتم میرم اتاقم تا پیانو بزنم و صدای آهنگی که قبلاً با پیانو زده بودم رو میذاشتم و همینجور بیکار بودم . ( با صدای بلند شروع به خندیدن کرد ) حتی بدون تمرین ، تو چند تا جشنواره و مسابقه برنده شدم . همه اش با همونها پز میدادم تا اینکه توی مسابقه نهایی و اصلی نتونستم برنده بشم . تمام بچه های دیگه روزی ۸ تا ۱۰ ساعت تمرین میکردند . من چی؟ نیم ساعتم تمرین نمیکردم . با فنر بازی میکردم ، و تمام روز بیرون میچرخیدم و آخر روز با جورابهای سوراخ شده ام بر میگشتم خونه . همیشه دلم میخواست چیزهای جدید یاد بگیرم . برای همین وقتی ۷ سالم بود اسکیت ، شنا ، تنیس یاد گرفتم . حتی به یه آموزشگاه هنری هم رفتم .

وقتی رفتم دبستان ، امضای مادرمو جعل کردم و وارد یه آموزشگاه شدم ، بعدش رفتم سراغ مادرم و ازش پول خواستم ( میخندد) . حتی یه سال ویلن یاد گرفتم ولی فکم به قدری درد گرفت که دیگه ادامه ندادم . بعدش رفتیم ژاپن . وقتی سال دوم دبیرستان بودم چون به رشته پیانو فکر میکردم زنگ زدم ۱۱۸ تا شماره استاد دانشگاه توکیو رو بگیرم . وقتی استاد دانشگاه به قطعه ای که زدم گوش داد فهمید استعداد دارم ولی انگشتهام خیلی بد بود . ولی حالا …. دیگه پیانو رو ول کردم .

دبستانت  رو توی کره رفتی ، راهنمایی و دبیرستانت توی ژاپن ، و کالج رو در آمریکا گذروندی ، فکر میکنی دوستهات توی تمام این کشورها چی از تو یادشونه؟

وقتی دبستان میرفتم مثل پسرها لباس میپوشیدم . هنوزم ( آروم تر میگه ) …. اگه دروغ نگم ، اما از لباسهای پسرونه خوشم من. هنوزم نمیفهمم چرا . وقتی الان باهاشو حرف میزنم دوست دارم به روزهای خوب گذشته برگردم . وقتی راهنمایی میرفتم ، وقتی رفتیم ژاپن ، واقعاً چاق بودم ، و اونجا تو یه ماه ۱۵ کیلو وزن کم کردم . فقط من وزن کم نکردم ، همه خانواده لاغر شدند. اولش نمیتونستیم ژاپنی حرف بزنیم ، سه تای ما خواهر و برادرها باید میرفتیم ، سیب میخوردیم و تلویزیون می دیدیم.

دوستهای دبیرستانم یادشونه که من خیلی خجالتی بودم . از اون دوران خاطرات خیلی خوبی دارم . یه هفته بعد از اینکه وارد مدرسه ام در ژاپن شدم با اینکه هیچی از ژاپنی بلد نبودم معلمم بخاطر استعدادم در پیانو ازم خواست تا عضو گروه کر بشم.

اولین آهنگو که زدیم همه بچه ها شروع به دست زدن کردن . از اون خوشحال تر نمیتونستم باشم . اون وقتها ۵ تا دیکشنری با خودم می بردم . کره ای به ژاپنی ، ژاپنی به کره ، هانجا ، کره ای به انگلبسی ، انگلیسی به کره .بیشتر درسهایی که برای قبول شدنم لازم بود رو رد شدم مثل : ژاپنی ، طبیعت و جامعه . هر چی که معلمم میگفت باز هم من برگه ام رو سفید میدادم . اون وقتها انقدر از کره حرف زدم که چند تا از همکلاسی هام تصمیم گرفتن کره ای یاد بگیرن . یه روز یکیشون باهام یه کم کره ای حرف زد . خیلی روز خوبی بود و منم خیلی خوشحال شدم . اون کسی که اینو گفت پسر بود . خیلی دوستش داشتم . عضو تیم شنا بود و منم شنام خوب بود . اما همیشه خجالت میکشیدم باهاش استخر برم . چون مایو تنم بود ( خنده) خیلی ناراحتم ، چون هیچوقت جرات اینو نداشتم که بهش بگم دوستش دارم.

توی ” انتظار بیش از حد ” با کیم سومی بازی کرد ، با نامونهی هم توی ” خاطرات ” و با کیم جا اون در ” سام-سون”( مادر سام سون). بهت نصیحت میکردن ، یا واسه خودت رویا میبافتی که یه روز مثل اونها بشی؟

دوبار با نامونهی بازی کردم . و وقتی قسمت ۸ سام-سون تموم شد بهم زنگ زد . بهم گفت خیلی خوب بازی کردم و اون همیشه دلش میخواسته همچین نقشی رو بازی کنه اما نتونسته و اینکه دیده من خوب بازی کردم خوشحالش کرده . دوست ندارم که وقتی سن بازیگرها بالا میره کار کمتری بهشون میدن .

فکر کنم ، کیم سام سون برات یه شروع جدید بود . تو بیشتر روی کمدی تمرکز میکنی. ولی توی سریال سام سون یه مدل خاصی از کمدی رو نشون دادی . احساست در این باره که خیلی با این سریال به مردم شناخته شدی چیه؟

خیلی تجربه خوبی بود . اما بعد از بازی توی این سریال مردم همه اش ازم میپرسن چرا همه اش یه جور نقش رو بازی میکنی . نمیدونم چرا مردم انقدر عاشق نقشهای متفاتن . البته که بسیاری از کارهای من یه ژانر داره . اما توی هر کدوم از اونها من اطلاعاتم بیشتر شده و مهارت بیشتری پیدا کردم . ولی بازم از همه کسایی که منو تشویق کردن ممنونم
خودم این سریالو چندین بار دیدم . دلیلشم اینه که توی این سریال حسی داشتم که توی هیچ سریال دیگه ای نداشتم . خیلی جالب بود ، وقتی که فیلمنامه رو میخوندم هر جا که سام سون عصبانی میشد منم عصبانی میشدم .وقتی اون صحنه ای که با پدرمرده اش صحبت کرد رو ضبط کردیم خیلی متاثر شدم و اون شب نتونستم بخوابم .


منبع:gomo.ir